هنوز تو را پیدا نکرده ام
دلم تو را میخواهد
اما نمیدانم
چگونه ای
لبخندت را ندیده ام
حتی گر یه ات را
اما
میدانم زیبایی
و زیبا فکر میکنی
میدانم
برایم بهشت را میاوری
میدانم همه آنچه را که دوست دارم
پیش تو خواهد بود
همه و همه فقط در تو نهفته است
دیگر دنبال گمشده ام نمی گردم
میدانم تو هستی
اما هنوز پیدایت نکرده ام
ولی در قلبم هستی
شاید روزی بیایی
منتظرت می مانم
هر روز سلام میکنی
اما میبینم تو نیستی
دلخوش می شوم
و دوباره خموش
همه گلهایی را که خریده ام
برایت نگهداشتم
تا
پیدایت کنم
میخواهم فرشی از گل
برایت پهن کنم
تا همه چیز رنگ تو باشد

بیهوده خودت را سرزنش میکنی!!
من قلبم را به چشمان تو باخته ام
پیوسته در هوایت راه می روم
با عطرت نفس می کشم
و جهانم....
تنها در مواجهه
با لبخند توست...
که شکل میگیرد!!!
مگر می شود
عاشقت نباشم
وقتی جانم
در دستان
توست

ساعت ها به ابن می اندیشم
که چرا زنده ام هنوز؟؟
مگه نگفته بودم بی تو میمیرم؟
خدا یادش رفته است مرا بکشد
یا تو قرار است برگردی !!!!
بجای عشق
بجای نوازشهاش
بجای لوس بازی هاش
اون چای جوشیده با نبات
با تنهایی
با گوشی شارژ باتری تموم شد
با یه نخ سیگار شروع بشه...
یک شروع دوباره نیست
امتداد پایان است
برای کسی که دیگه امیدی به ادامه نداره !!!
میدونی چرا !!!!!!!!!!
چون تمام یادگاری هایت را نگه داشته ام
ولی نمیدونم 
خیلی ها با دیدن یادگاری هایت دلشان به حالم میسوزه
که چه دیوانه ای
او رفته و ...تو با خاطراتش زندگی میکنی
ولی من میدونم که اینطور نیست
ولی چرا نمیخوای به همه ثابت کنی
که اینطور نیست؟؟؟؟؟؟؟؟
مرا به خاطر بیاور
آن زمان که دیگر رفته ام
رفته ام به دور دستها
به سرزمین سکوت و آرامش
آن زمان که دیگر نیستم تا دستانم را بفشاری
آن زمان که دیگر مجال برگشتنم نیست
چه رسد به برگشتن و ماندن
شنا گر ماهری نیستم
مرا یارای مقابله با امواج نگاهت نیست
در چشمانت غرق میشوم
عجب دریای پر تلاطمیست وجودت !!!!!!
این یادگاری های روی قلبم
آه..همان درختیست 
که وقتی
روی تنه اش می نوشتی
بی تو هرگز
سکوت کردم
که نمیدانم چهطور بخندم
چهطور گریه کنم
تا کسی از تماشای این اندوه
اندوهگین نشود
میخواهم خودم را از خودم پرت کنم بیرون
آنقدر غمگینم که حاضرم جایم را با هر کدامتان عوض کنم
هر کدامتان که شانههایش
برای این غم آسانتر است
کسی که اینقدر با خودش فکر نکند
و ترجیح دهد
در دفترهایش به جای شعر
برچسبهای زیبا بچسباند
تلخم!
جاده اى انتظارم را نميكشد كه روزه ى يک پا ايستادنم را بشكنم!
اما...
اما آنقدر تنهايم كه يک تلنگر كوچك از تو؛ گوش كن از تو!
ميتواند تمام تلخيهايم را فرو ريزد...!
مثل مترسكى كه دلباخته ى شيطنت يک پرنده، مزرعه را پرواز ميكند..!

ساده و کوتاه نویسی را دوست داری
تقدیم به تو ساده و کوتاه
تنها همین دو کلمه
برگرد............دلتنگتم
اگر دوستت دارم هایت را نشنیده گرفت..
غصه نخور
اگر رفت گریه نکن
یک روز چشمهای یک نفر عاشقش میکند
یک روز معنی کم محلی را می فهمد
یک روز شکستن را درک می کند
آن روز می فهمد آه هایی که کشیدی
از ته قلبت بوده
می فهمد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد
بگذار برایت ترانه ای بخوانم
از
آدمکی برفی
که در حسرتت آب شد!!!!!!!!!!!!!!!!
وتو.....
چشمای خیسش را
به آستین پیراهنت دوختی!!!
روزها
تو را چرت می زنم
بس که شب ها
در خواب تو بیدارم...
با تو هستم ...
می فهمی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

تلخ!!!!
تلخ می نویسم..
تلخ فکر می کنم..
این روز ها تلخ تر از همیشه ..
از همه آدم ها بریده ام...
سکوتم را تفسیر.......
دیروزم را فراموش........
فردایم را پیشگویی........
به نبودم مشکوکند.......در بودنم مردد!!!
از هیچ گلایه می سازند.....از همه چیز بهانه!!!
من.............................
کجای این نمایشم..
خستهام